سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )

325

كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )

مسأله را شرح داد و آن را اظهار نمود و پرده را برداشت و تقيّه را كنار گذاشت . احدى از قاريان قرآن نيز باقى نماند كه در بارهء خلفاى گذشته ( ابو بكر و عمر و عثمان ) شك داشت و در بارهء آنان خوددارى مىنمود و برائت از آنان را از روى تقوى و دورى از گناه كنار گذارده بود مگر آنكه يقين پيدا كرد « 33 » و بصيرت يافت و عقيدهاش درست شد و از آن روز شكّ و توقف را كنار گذاشت . همچنين در اطراف حضرت باقى نماند احدى از كسانى كه بيعت با حضرتش را قبول نكرده بودند جز آن طور كه با عثمان و دو نفر قبل از او بيعت نمودند ، مگر اينكه ناراحتى در رويشان ظاهر شد و در تنگنا قرار گرفتند و از گفتار آن حضرت ناراحت شدند « 34 » ، البته عدّهء زيادى از آنان بصيرت پيدا كردند و شكّشان از بين رفت . همچنين ابان از سليم نقل مىكند : روزى را بر عموم مردم نديدم كه از آن روز چشم ما را روشن‌تر كند ، بخاطر پردهاى كه امير المؤمنين عليه السّلام براى مردم برداشت و حقّى كه ظاهر نمود و مسأله و عاقبت كار را شرح داد و تقيّه را كنار گذارد . شيعه بعد از آن مجلس و از آن روز زياد شدند و سخن گفتند ، در حالى كه قبلا كمترين گروه لشكرش بودند ، و ساير مردم همراه حضرت مىجنگيدند بدون آنكه علم به مقام او نسبت به خدا و رسولش داشته باشند « 35 » . بعد از آن مجلس شيعه اكثريت مردم و قسمت اعظم آنها شدند . شهادت امير المؤمنين عليه السّلام ( 1 ) اين مجلس بعد از واقعهء نهروان بود كه حضرت دستور آمادگى و حركت به سوى معاويه را مىداد . ولى طولى نكشيد كه آن حضرت به شهادت رسيد . ابن ملجم لعنه اللَّه او

--> ( 33 ) « ج » : احدى از آنان كه در قلبشان در بارهء ناصبيان شك داشتند و نسبت به آنان خوددارى مىنمودند و مسأله برائت از آنان از روى تقوى ظاهر نمىكردند باقى نماندند مگر اينكه خوشحال شدند . . . . ( 34 ) « ج » : باقى نماند احدى از بيعت‌كنندگان عثمان كه با او بيعت نكرده بودند و خبر اين خطبه به آنان رسيد مگر آنكه سينه‌شان به تنگ آمد و از گفتار او ناراحت شدند . ( 35 ) « الف » : و بعد از آن مردم با علم به مقام او همراهش مىجنگيدند .